به گزارش روابط عمومی ادارهکل کتابخانههای عمومی استان خراسان شمالی، راضیه نوریان؛ عضو فعال کتابخانه عمومی شهید بهشتی آشخانه در شهرستان سملقان، که تاکنون بیش از ۵۰۰ کتاب را مطالعه کرده است، در گفتوگویی صمیمی از مسیر کتابخوانی، تاثیر کتاب بر زندگی فردی و اجتماعی و جایگاه کتابخانه در شکلگیری هویت فرهنگی خود سخن گفت.
او با بیان اینکه کتاب تنها منبعی برای افزایش اطلاعات نیست، افزود: کتابها به ما یاد میدهند چگونه بهتر فکر کنیم، بهتر تصمیم بگیریم و انسانی تر با دیگران رفتار کنیم. به اعتقاد من، برای خوب بودن لازم نیست کارهای بزرگ انجام دهیم؛ کافی است انسانیت را در رفتار و انتخاب های روزمره خود حفظ کنیم.
نوریان در پاسخ به این پرسش که کدام کتاب مسیر مطالعه او را هموار کرده است، از رمان غرور و تعصب اثر جین آستین یاد کرد و گفت: این کتاب باعث شد دیگر نتوانم زندگی بدون کتاب را تصور کنم. داستان جذاب، شخصیت پردازی دقیق و قلم زیبای نویسنده، مطالعه را از یک سرگرمی ساده به بخشی جدایی ناپذیر از سبک زندگی من تبدیل کرد.
وی با اشاره به عادت همیشگی خود در گفتوگو درباره کتابهای خوانده شده، توضیح داد: هر فرد از زاویه نگاه خودش کتاب را میخواند و همین تفاوت نگاهها، گفتوگو را جذاب میکند. من بعد از خواندن هر کتاب، درباره آن با دیگران صحبت میکنم چون باور دارم لذت مطالعه زمانی کامل میشود که تجربه خواندن با دیگران به اشتراک گذاشته شود. معرفی کتاب بر باد رفته به دو نفر از دوستانم و شنیدن برداشتهای متفاوت آنان، برای من تجربهای ارزشمند بود؛ زیرا نکاتی را دیدم که هنگام مطالعه به آنها توجه نکرده بودم.
این عضو کتابخانه عمومی شهید بهشتی آشخانه، کتابخانه را بخشی مهم از زندگی خود دانست و گفت: کتابخانه برای من فقط ساختمانی با قفسه های کتاب نیست، بلکه جایی است که در آن احساس آرامش، انگیزه و امید می کنم. ساعت هایی که در میان کتاب ها می گذرانم، از بهترین لحظات زندگی من هستند و هر بار که کتابی می خوانم، با انرژی و انگیزه بیشتری به زندگی ادامه میدهم.
وی با اشاره به تاثیرگذارترین کتاب زندگی خود، نهج البلاغه را از مهمترین منابع فکری و اخلاقی خود برشمرد و افزود: جمله ای از امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام همیشه راهنمای من بوده است که آنچه برای خود میپسندی، برای دیگران نیز بپسند و آنچه برای خود نمیپسندی، برای دیگران نیز مپسند. تلاش میکنم این سخن را در تصمیمها و رفتارهای روزمره ام به کار بگیرم.
نوریان در پاسخ به این پرسش که راز تداوم مطالعه در روزگار پرمشغله امروز چیست، گفت: بخشی از زمان روزانه ما صرف گشت و گذار بی هدف در فضای مجازی میشود. من سعی کردهام بخشی از همان زمان را به مطالعه اختصاص دهم. کتابخوانی وقت گیر نیست، بلکه اگر برای آن برنامه داشته باشیم، کیفیت زندگی و مدیریت زمان ما را بهتر میکند.
او در ادامه، مثنوی معنوی مولانا را از کتابهای انسان ساز دانست و گفت: این اثر ارزشمند با حکایتهای شیرین و آموزههای اخلاقی و عرفانی، انسان را به خودشناسی، مهربانی، صبر، عشق و درست زندگی کردن دعوت میکند. در کنار آن، کتاب خودت باش دختر را نیز برای مخاطبان زن پیشنهاد میکنم؛ اثری که به تقویت اعتماد به نفس و باور به تواناییهای فردی کمک میکند.
این عضو کتابخانه عمومی شهید بهشتی آشخانه، عدد ۵۰۰ را پایان راه ندانست و گفت: این تعداد کتاب برای من انگیزهای برای ادامه مسیر است. دوست دارم در سالهای آینده کتابهای بیشتری در حوزه رشد فردی، ادبیات کلاسیک، تاریخ، روان شناسی و آثار انسان ساز بخوانم و تجربه آن ها را با دیگران به اشتراک بگذارم. آرزو دارم مطالعه در جامعه ما به یک عادت روزانه تبدیل شود.
نوریان همچنین نقش خانواده و مدرسه را در شکل گیری علاقهاش به مطالعه موثر دانست و بیان کرد: نخستین کسی که بذر علاقه به کتاب را در وجود من کاشت، معلم کلاس اولم بود. او به دانش آموزانی که ستاره بیشتری میگرفتند، کتاب داستان هدیه میداد و همین تشویق ساده، شوق کتابخوانی را در من زنده کرد. بعد از آن نیز خانواده همیشه مشوق من در ادامه این مسیر بودند.
وی در پایان با اشاره به خاطرهای ماندگار از کتابخانه شهید بهشتی آشخانه، گفت: روزی برای امانت گرفتن یک کتاب به کتابخانه رفتم و کتابدار با شناختی که از علاقه من به رمانهای کلاسیک داشت، کتاب دیگری را نیز پیشنهاد داد. در ابتدا تصور میکردم آن کتاب با سلیقه من هماهنگ نیست، اما به پیشنهاد او اعتماد کردم و بعدها فهمیدم یکی از بهترین کتابهایی بوده که خواندهام. از آن روز به بعد بیشتر فهمیدم کتابداران فقط امانت دهنده کتاب نیستند، بلکه راهنمایانی هستند که میتوانند دریچههای تازهای به دنیای مطالعه باز کنند.
او افزود: آنچه برای من بیش از همه ارزشمند است، برخورد صمیمانه، احترام و همراهی مسئولان کتابخانه است. همین فضای دوستانه باعث شده کتابخانه شهید بهشتی برای من تنها یک کتابخانه نباشد، بلکه خانهای فرهنگی باشد که هر بار با شوق به آن باز میگردم.

